صندلی داغ نامبِر فور :))

سلام به دوستای عزیزم که در تابستون به سر میبرید ... 

دوستان عزیزم ، این صندلی داغ یه قسمت داشت که کلمه میگفتیم بعد حانیه میگفت یاد کی میفته ، یا میگفت اگه کابینه میخواست تشکیل بده کی وزیر چی میشد ... 

که بنا بر نظر همون موقع دوستان حذف شد به دلیل بی مزه بودن ! و دوستان متاسفانه یادشون نیست ! و من این رکوردو قبلا پیاده کردم ... و دیگه این قسمتو پیاده نکرده بودم ، الآنم رکوردو حذف کردم ... کسایی که خیلی علاقه داشتن به این بحث و میخوان باشه بیان بگن ... من به متن اضافه میکنم ... فقط لطفا اسم تحریفو نیارین چون با تایید خود حانیه گذاشتم این مطلبو ... ( یه قسمتیشم اضافه شد :دی ) 

اول از همه یه عذرخواهی برای تاخیرای اتفاق افتاده 

یه عذرخواهی دیگه از آقای سلیمیان که صندلی داغشون بعد از این صندلی داغ گذاشته میشه چون خانم کثیرزاده الآن نیستن که صندلی داغو بذارن ... 

یه توضیح هم اینکه از این به بعد هر صندلی داغ به نحوی متفاوت و در جایی متفاوت برگزار خواهد شد و اینکه تیکه هایی که وسط صندلی داغ میاد شوخیه دیگه ...

این صندلی داغ تو خوابگاه برگزار شده ... 

با حضور اکثر دخترای خوابگاهیمون ...

این صندلی داغ با چه کسیه ؟!؟! به ادامه ی مطلب مراجعه کنین لطفا :) 

ادامه نوشته

نماینده ی مردمی ما بر صندلی داغ شماره ی 3

+سلام
-خب سلام
+معرفی کن خودتو برامون
-لادن ارمغان هستم ..
+نه دیگه بگو
-چی بگم؟ آهان! قزوینی ام ، بعد یه خواهر دارم .. با یه دونه مامان بابا
حضار : اَاَاَ!!! مرسی ممنون!
ماه تولدم فروردین ماه 29ام ، بینهایتم روی فروردین حساسم ولی ویژگی های هم فروردینو دارم هم اردیبهشت!
+خب پس مغرورم هسی؟
-چی؟ آره یه ذره!
+یه سری علایقاتو بگو بدونیم!
-موزیک: سنتور رفتم زیاد خوشم نمیادپیانو بیشتر دوست دارم
ورزش:شنا بینهایت دوس دارم .. بینهایت ،یه مقداری ام حکم قهرمانی دارم!
امیر: یه مقداری؟؟؟!!!دیگه اینکه فیلم ، رمان ، ادبیات ، شعر ...
+بهترین دوستات ؟
-زییییادن بابا : مشکات هست ، هانیه ، شیدا ، مهسا ، الهام هست ، همه هستن بابا امیر هست  .. اممم ببخشید آقای ریاضی :دی آقای قبادی هستن .. کلن بچه های اکیپ هستن!
امیر : یسسسس !
+اگه خدایی نکرده قرار باشه بمیری و همه ی بچه های ورودیمونم به قلب احتیاج داشته باشن ، قلبتو به کی اهدا میکنی؟
لادن :هاهاها!!نمیشه نگهش دارم؟
من :نه! صندلی داغه بگووو
لادن : تو لیست اولین کسی که گروه خونیش o مثبت بود همون !
من :لادن!!! اسم!!!
امیر : مرسی سارا! like a boss!

-خب الهام فانی!
من: ینی یه جوری جواب داد که کسی هیچی نگه ها !
+از زندگیت چه قدر راضی ای؟
-از زندگیم بینهایت راضی ام!
+تلخترین اتفاقی که واسه هرکسی میتونه بیفته از نظر تو چیه؟
-مرگ عزیزانش
+اگه جای من بودی من جات بودم الان چه سوالی ازم میپرسیدی؟
لادن : ینی من الان باید از تو سوال بپرسم توام جواب بدی؟
من : نه دیگه فقط سوال میپرسی
خنده ی حضار !
 
- نظرت در مورد روح چیه؟ نه ..چند سالگی میخوای ازدواج کنی؟
من : قصد ازدواج ندارم
+اگه قرار باشه تو زندگیت یه نقشی رو بازی کنی ، چیو انتخاب میکنی؟
-الان .. شخصیت بد دوست دارم
+ پنج دقیقه ی دیگه زنده نیستی چیکار میکنی؟
- وای خاک بر سرم همین الان میمیرم سکته میکنم قبل از اون پنج دقیقه میمیرم !
+ چرا خیلی هارو با فامیلی صدا میکنی؟
- دوست دارم تو زندگیم یه نفرو به اسم کوچیک صدا کنم
+الان بزرگترین فانتزیت چیه؟
-بزرگترین فانتزیم اینه که برم هاروارد!
و میرسیم به بخش جذاب کلمه ها

چیزکیک: هاها خیلییی قشنگ بودا ...عاشقشم دیگه نمیدونم چی بگم !
کودکی : فوق العاده
رمان:زیاد میخونم دیگه خیلیی زیاد شده
انتخاب واحد : 12 شب
شیر خشک :جااان؟؟ دوس دارم!
حیوون خونگی :سنجاب
ریجکت :خیلیی حال میده
دبیرستان یا دانشگاه؟ :دانشگاه
پابندشدن:تا یه جاییش خوبه
سرما یا گرما؟ :کاملن سرما!
مشروطی:فک کنم بمون قد بده
فال:نمیدونم چرا ولی اعتقاد دارم
ماشین عروس:واااایی ببین خیلیی دووس دارم!
حضار از خنده گریبان ها دریدند اینطور وصف کنم ینی
من : خب خیلی چیزا لو رف همین الان

کله پاچه: بدم میاد
نماینده بودن :کی بود این نمایندگی رو بمن انداخت؟
کادوی ولنتاین امسال : نگرفتم .. تا حالا نگرفتم
تاوان : ببین آهان کاملن اعتقاد دارم .. کاملن اطمینان دارم هرکس هرکاری میکنه به خودش برمیگرده
عذاب وجدان : زیاد میگیرم
خودکشی: امکان نداره بش فک کنم
عشق : خیلی بش اعتقاد دارم ، امیدوارم که یه روز بیاد تو زندگیم
مجری صندلی داغ : خیلی سه نقطه ای
جا داره از ابراز این همه لطف و محبت و عشق سپاس گزاری به عمل بیارم


ترین ها
با اعتمادبه نفسترین ها : مریم سید آبادی - محمد مهدی پرویز حمیدی
احساساتی ترین :دخترا همشون احساساتی ان ولی خودم - مهدی بانگیان
من: اِاِاِ! له نکن دخترارو دیگه!
مهدی :الان منو له کرد ینی؟
من : نه منظورم اینه که نگو همه
دونقطه دی ترین :سوگل آل بویه - علیرضا عسگری
منطقی ترین : مائده شمس نورائی - سامان سلیمیان به قیافش میخوره منطقی باشه
عصبانی ترین: یه موقع هایی مشکات عصبانی میشه من میترسم - به موقع خاصشم امین عصاریان
آروم ترین : رویا - نیما باقی
مرموزترین : دختر مرموز که نداریم - علی مجرد
خوشتیپ ترین : شیدا رنجبر - گاهی آقای قبادی
امیر : مث کیان که گفت عماد در این ترم
+چندتا شخصیت میگم با بچه ها تطبیق بده بگو
جا داره اشاره کنم این بخش جدن جنبه ی فان داره و اصن قصد توهین به کسی توش وجود نداره ! تام و جری :تام : آقای پرویز حمیدی جری :یاسمین یوسفی
پت و مت : نیما باقی و سینا دادفر
سفید برفی : سارا کثیرزاده
کلاه قرمزی:امیر ریاضی
سمندون :علیرضا عسگری
کوزت :مشکات ترکمانیان
محمد مهدی: اون بیشتر به زن تناردیه میخوره حنا دختری در مزرعه : هانیه صفری
بابالنگ دراز: محمد بکتاش
شرک : سینا دادفر
پلنگ صورتی :مریم یعقوبی
مستربین : علیرضا عسگری
+حرفی حدیثی سخنی پندی اندرزی ذاری به بچه ها میتونی بگی
- نامرد چه قد کم بووود .. خب .. میخوام بگم که بچه ها بیاین ورودیمونو هماهنگ تر کنیم با هم دیگه بهتر باشیم ،با نماینده ها خوب باشین ، با مسوول صندلی داغ خیلی بد باشین ، بزنینش
همدیگرو دوست داشته باشیم .. همه هم باهم صحبت کنیم ،  از جمع جدا نباشین ما دوست داریم با همه حرف بزنیمو ارتباط داشته باشیم


تشویق حضار

خانم مهـــــرناز برهـــــــانی بر هات صندلی ما جلوس کرد ! :)

دوسِتـــــــــــــــــان سلامـــــــــــــ ... 

این هفته خانم برهانی بر صندلی داغمون جلوس کردن چون شماره ی 12 ایشون بودن :)

بچه ها سیستم صندلی داغمون اینجوریه که هر کس اگه سوال خاصی از جلوس کننده بر صندلی داره به خانم کثیر زاده یا من میگه ... اگه سوال خاصیم نبود که یه سری سوال عمومی تو صندلی داغای ورودی های مختلف دانشگاه های مختلف سراسر کشور وجود داره که  همون سوالات پرسیده شده و نوشته میشه . 
ضمنا صندلی داغ ایده ای نیست که ما از خودمون دراورده باشیم یا ایده ی جدیدی باشه ، صندلی داغ ایده ای واسه آشنایی و نزدیکی بیشتر یه ورودی با همه و اگه به وبلاگ هر کدوم از ورودیهای دانشگاه خودمون و دانشگاه های دیگه ی ایران سر بزنید این "صندلی داغ" توی وبلاگشون وجود داره و حتی یکی از مهمترین قسمتهای وبلاگ هر ورودیه که هماهنگی اون ورودی رو با هم نشون میده ... 

برای مشاهده ی صندلی داغ خانم برهانی به ادامه ی مطلب مراجعه کنید :)

ادامه نوشته

در ارتباط با موضوع هات صندلی ... :)

دوسِتان سلام :))) ... ترم دومی شدنمون رو پیشاپیش تبریک میگم :))
دوستانی که نظر داده بودین که با استاد فرسام یا شفیعی مصاحبه داشته باشیم خیلی خیلی فکر خوبیه ولی مربوط به هات صندلی ما نمیشه ! این هات صندلی مخصوص بچه های ورودیه ... برای استادامون یه لینک جدا بعدا در نظر میگیریم ... مثل "مصاحبه با اساتید " که البته کمی باید بیشتر در موردش فکر کنیم که ابتکار عمل داشته باشیم :))
در مورد نظر دوستان ک گفته بودن قرعه کشی کنیم ... من اسم همه ی بچه ها رو برای گروه جزوه داشتم ... اما دیدم بهتره از روی اسم نباشه ... من با excel رندم میزنم ... هر کی آخر شماره ی دانشجوییش اون دو رقمی بود که من اینجا بعدا اضافه میکنم اون فرد روی صندلیمون میشینه :))) 
در مورد این هم که گفته بودین ممکنه دوست نداشته باشین که اون فردی که ازش این سوالو میپرسین اسمتونو بدونه ... 
رسم همه ی صندلی داغا اینه که اسم سوال کننده معلوم باشه ... میتونین سوالتونو بپرسین ولی کاملا پاسخدهنده مون آزادی 100% داره که جوابتونو نده ! 

اولین صندلی داغیمون با دو رقم آخر شماره ی دانشجویی 12 هست ... 

اعلام وجود کنه ... بسی امیدواریم از زیر دست ما جون سالم به در ببره :)))) 

اندر باب هات صندلی ... ! :)

دوسِتان عزیز بنده میتونین سوالاتتونو چه ساده در این حد که آیا به مرگ اعتقاد داری یانه ! آیا فراموشکاری یا نه و چه پیچیده در حد سوالایی که باید فک کنه ببینه جواب بده یا بگه نمیخوام جواب بدم !!! ... تو بخش کامنتای صندلی داغها بیان کنین :)) 
یعنی مطابق با خواسته ی دوستان عزیزم ... ما یه سری سوال پایه میپرسیم ... اما هر کی هر سوالی داره میتونه بپرسه تو بخش کامنتا و جواب داده میشه ... 
پس میتونین سوالاتتون رو از مهرناز براهانی ، کیان مهاجری و من بیان کنین زیر پست صندلی داغای هر کردوممون ... 
منتظر استقبالتون هستیم ... :))

این نشد وض !

سلام به همگی
بچه ها مهمون صندلی داغ این هفته مون سامان سلیمیانِ !
 یه دلخوری کوچیکم دارم ازتونااا !
سوالاتتونو بگین بچه ها یه ذره همکاری به عمل بیارین منم گناه دارم بخدا !! مشکلی هم پیش نمیاد ۱۰۰٪ چون بدون اسم پرسیده میشه  بعد از اینم که روی وبلاگ میذارمو میاین میخونینو لذت میبرین  یه نظرم بدین بد نیس بخدا ! صندلی داغای ورودیای دیگه بالای ۱۰۰ تا نظر داره ، برا ما بالاترینش ۷ تاس !
هفته ی آخر ساله ها بچه ها میخوام بترکونین  تا فردا سوالارو رو برگه بنویسین تحویل بدین یا اس ام اس کنین ( اونایی که شمارمو دارن ) بقیه ام میتونن ایمیل بزنن sara.kasirzadeh@yahoo.com

اوناییم که میخوان حضور داشته باشن واسه مشاهده ی ترور سامان  ، دوشنبه ساعت ۹:۳۰ لابی جدید باشن
 



آن مرد آمد

-سلام کیان
+سلام علیکم
-خودتو معرفی کن اول
+کیان مهاجری هستم ... دیگه چی باید بگم؟!
-کلن یه بیوگرافی کوچیک!
+بیو گرافی که خب .. ممم.. داروسازی میخونم .. ورودی 91 (میخنده)  مهرناز:تاریخ تولدی محل تولدی بابا!!!!
+متولد یک تیر 73 تهران!
خلاصه دق داد مارو!!-حالا اگه قرار باشه بگم سوالا کلیشه ای نیست چی میگی؟
+کاملن موافقم
-وقتی میری جلو آینه اولین جمله ای که به خودت میگی چیه؟
امیر میخنده ! خیلی ام مشکوک!

+خیلییییی سوال سختی پرسیدی! اصولن چیزی نمیگم ولی میگم سعی کن آدم خوبی باشی
-چیو حاضر نیستی توی زندگیت با کسی تقسیم کنی؟
امیر : من
قهقهه ی حضار!
+اونی که دوسش دارم ! و استعداد هام(خیلی فک کردا گفته باشم )
-اگه پستچی یه نامه واست بیاره و آدرس نداشته باشه اولین کسی که به ذهنت میرسه کیه؟
+دانشگاه!
فک کنم منتظر مشروطیشه ها
-هیجان انگیزترین کاری که تا حالا کردی!؟
+تو ماشینی بودم که کورس گذاشته بود
-دوست داری چه قدر عمر کنی؟
+هفتادسال!
-زندگیت چه رنگیه؟
+مشکی و سبز
-بهترین خبری که الان دوس داری بشنوی چیه؟
+مامانم ازم هیچ انتظاری نداشته باشه ، بتونم ترک تحصیل کنم برم دنبال موسیقی
-دوس داری سر به تن کی نباشه؟
+(بعد کلی فکر) کلن سعی میکنیم با همه دوست باشیم واقعن الان کسی نیس!
البته جا داره اشاره کنم امیر استاد مو..اهمممم..رو پیشنهاد کرد
-در حال حاضر مشغله ی اصلیت چیه؟
+در حال حاضر این که ترم بعد معدلم بالای 17 شه
-دوس داشتی جای کدوم اسطوره باشی؟
لادن:جومونگ!
+David Gilmour
-اولین دوست دوره ی دانشجوییت؟
+سینا صانعی
-بهترین جای دانشگاه ؟ بدترین جای دانشگاه؟
+بهترین: همیشه خوش میگذره ال جیه! جلو فنیم خب خووبه!!
بدترین:جلو بوفه!
-پارسال این موقع چه حالی داشتی؟
+الان حس خیلی بدی داشتم چون اون آدمی که عامل موفقیتم بود داش از این قضیه(همون موفقیت) میرفت بیرون!
-چن بار کنکور دادی راسشو بگو!!!
+یه بار !
-بین دخترا و پسرا بهتریت دوستات؟
+دخترا : یاسمین یوسفی ، پسرا : امیر ریاضی و عماد قبادی و سینا صانعی
-رقص بندری بلدی؟
+رقص بندری نه ولی بابا کرم بلدم! (خنده ی حضار و قیافه ی کیان در اون لحظه >)-شدیدترین دعوای عمرت با کی بوده؟ کِی؟
+خب مسلمن مامانم .. تابستون قبل کنکور
-عاشق شدی؟
+عاشقم شدیم!
-برای یه آدم جانی .. اعدام یا حبس؟
+حبس
-دلت میخواد صندلی داغ بعدی کی باشه که به حسابش برسی؟؟
امیر:سارا کثیرزاده!
سارا : اِاِاِاِ!!
بابا خداییش من اصن اذیت میکنم؟
+کی باشه کی باشه کی باشه ...کس خاصی نیس!
-خاطره انگیزترین آهنگی که تا حالا گوش دادی؟
+comfortably numb - Pink Floyd
-آشپزیت خوبه؟
+خوب بود!
-از کدوم اخلاقت بدت میاد و کدومو دوس داری؟
+عاشق اینم که اعتماد به نفسم زیاده و مغرورم و بدم میاد از این که زود وابسته میشم!
-آخرین نفری که بهش زنگ زدی کیه؟
گوشیشو در آورد و نگاه کرد  راضی ایم ازت

+نیلوفر شریفی
-تا حالا گم شدی؟ کجا؟
+توی دوبی تو یه پاساژی که اسمش یادم نیست!
-تا حالا موقع ارتکاب جرم!!! دستگیر شدی؟
مساله شکافته شد توسط کیان!+آره یه بار توسط مامانم! همین تابستون!
-ترین ها
باهوش ترین : پسر : نیما بدری
دختر : (کشت آخرم نگفت)  مهرناز با اندوه فراوان : خیلی کار سختیه کیان درکت میکنم .. آپشنات خیلی محدودنباجنبه ترین : دختر : با یاسمین خیلی شوخی میکنم شوخیای بد!!
پسر: این امیر!
مغرورترین دختر : سارا کثیرزاده
پسر: عماد قبادی
من : اِاِاِاِ!! واقن ؟
شلوغترین : دختر : مشکات ترکمانیان
پسر : محمد مهدی پرویز حمیدی
باشخصیت ترین : دختر : مینا حسینی 

 پسر :علی مجرد
جذابترین : دختر : ( با اجازه ی بنده فراتر از ورودی رفت) یه ورودی 87 عینک میزنه من که کراش دارم روش ( میخنده و میخندیم ! که بحث اختلاف سنی و تفاهم شکل گرفت )

پسر : عماد قبادی ( باتاکیید گفت در این ترم ) حالا ما که در جریان نیسیم !
جای داره به ری اکشن های بچه ها اشاراتی داشته باشم
امیر : WHAT !!! :O
مهرناز : از خنده اشک میریخت
کیان و لادن و بقیه ام مردن از خنده! :دی

خاکی ترین : دختر : هانیه صفری

 پسر : سینا صانعی
یه سری کلمه
خالکوبی : یکی دوتاش خوبه
سقط جنین : به درد بخور
قرمه سبزی با ماهی :حال به هم زن
کیان : مغرور
اختلاس : پول زیاد
جنبه : شوخی زیاد
تهران : آلودگی ، ترافیک
اعدام : تماشاش کار خیلی زشتیه
سیاهچاله : رمز
اعتماد : خیلی کمه
نقطه ضعف : نباید ازش استفاده کرد
حراست دانشگاه : با با بعضیاشون رفیقم ولی بعضیاشونم خیلی اذیت میکنن
داروی عصبانیتت : گیتارم
دنیای مجازی : خیلی کثیفه ولی میشه خوب ازش استفاده کرد
عدد سیزده : freemasons
اهدا خون :شک دارم که به درد بخور باشه
ترک تحصیل :(با غم و اندوه ) خیلییی چیز خوبیه!
جشن ازدواج دانشجویی : امیر ریاضی و خودم
من که به شخصه دل درد گرفتم =))) بچه ها مث که یه عروسی افتادیم از همین جا تبریکاتمو به امیر و کیان اعلام میدارم
شونزده آذر : نوارخونه دانشکده فنی
جوراب سوراخ : بوی گند
گشت ارشاد : تاحالا نصیبمون نشده!
تعصب : خیلی چیز بدیه
غیرت : احمقانس
_ حرفی حدیثی سخنی داری به ورودی بگو
+ تو کارایی که انجام میدیم یه ذره فکر کنیم ، خودم خیلی اشتباه کردم در این یه ترمی که گذشت ، با فکر کلن زندگی کنیم و موزیک خووب گوش بدین
_ مرسی ازت که این صندلی داغ مارو همراهی کردی
+ خیلی داغ بود !

تشویق حضار

 

در باب هات صندلی ...

سلـــــــــــــــام دوسِتان ... 
اول اینکه صندلی داغمون با خانم برهانی تو پست قبلی تو ادامه مطلب موجوده ... مطالعه بفرمایید :) 

دیگه اینه نفر بعدی هم با رندم تعیین شد البته چون میخواستیم یه دختر یه پسر باشه انقدر رندم زدم که پسر شد ! 
فک میکنین نفر بعدی کی میتونه باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :))))

اندر باب هات صندلی ... ! :)

دوستان کاشف به عمل اومد که خانم مهرناز برهانی شماره ی 12 مذکور هستن !!! :))) 
از اینکه قبول زحمت میکنن و روی هات صندلی ما میشینن کمال تشکر را دارا میباشم ! :) 
دیگه زنگ زدیم آتشنشانی و آمبولانس هم حاضر به همکاری شدن که اگه صندلیه احیانا آتیش گرفت نجاتشون بدیم :)
این هفته که درگیر امتحانات بافت هستیم ... اما ... 
دوستان عزیز ... هفته ی آینده که زمان دقیقشو به طور رسمی زیر این پست اعلام میکنم به مدت 2 روز مهلت میدیم که دوستان سوالاتشونو از خانم برهانی بپرسن :) 
موفق و موید باشید ... 

هـــــــــــــــات صندلــــــــــــــــــــی :)))

دوستان در مورد "هات صندلی" اطلاعاتی هست که باید بهتون بگم ... 
در این مورد خاص ... 
برای رای گیری کسی که به اسم خودش کامنت نذاره رایش به حساب نمیاد ... 
برای پرسش سوال کسی که به اسم خودش سوال نپرسه سوالش پاسخ داده نمیشه ... 
بدون رودروایسی یه سری سوالا هستن که خیلی رایجن تو همه ی صندلی داغا و از همه پرسیده میشن درنتیجه فردی ک ازش سوال میشه نباید توهمی شده و یا خیالپردازی کنه !!! :))))) ... 
فردی که روی این صندلی میشینه نباید دروغ از دهانش خارج شه! میتونه سوالیو جواب نده اما دروغ نداریم !!! 
دوباره زیر این پست نظرتونو به طور صحیح برای انتخاب فرد اول بگین ... اگه کسی هم داوطلبه خودش اعتراف کنه ! :) 

 به زودی...