خانم مهـــــرناز برهـــــــانی بر هات صندلی ما جلوس کرد ! :)
و سارا کثیر زاده صندلی داغی با مهرناز برهانی برگزار کرد به شرح ذیل J
-سلام مهرناز
-سلام ... سارا (میخنده J )
-خودتو معرفی کن ؟
-اینجانب مهرناز برهانی هستم ، خب ؟ خب ؟ دیگه ؟
-متولد چه سالی هستی ؟ محل تولدت ؟
-72 ، سبزوار ،خب ؟ خب ؟
-اینقد خب خب نکن J J J ، متولد اردیبهشتی ، ویژگی هاشو داری ؟ چه ویژگی هایی دارن و بگو داری یا نه ؟ اصلا به طالع بینی اعتقاد داری ؟
-نه ، یه چیز کلی ای حس میکنم صدق میکنه تو هر ماها ، ولی اعتقاد خاصی ندارم .
(حالا خوبه از اردیبهشتیا این همه تعریف میکنن ، من اردیبهشتی بودم خیلیییییییی به طالع بینی اعتقاد پیدا میکردم J والّا)
-خواهر یا برادر داری ؟
-یه خواهر به اسم مونا و یه برادر به اسم یوسف .
-کدومو بیشتر دوست داری ؟
-هر دوشونو خیلی دوست دارم .
-دارو انتخاب اولت بود ؟ راضی ای ؟
-آره ، اوهوم ...
-خیلی خرخونی ؟ چقدر خر میزنی ؟
-خدایی خیلی کم میخونم ، اگه بیشتر میخوندم الآن وضعم خیلی بهتر بود
-تقلب میکنی ؟
-یه چند سالی میشه تقلب نکردم .
-چی باعث این همه اعتماد به نفست شده ؟
من خیلی اعتماد به نفس دارم ؟
-آره ، قیافت ؟ تیپت ؟ اخلاقت ؟ ...
-دلیل خاصی نداره ، خیلی اعتماد به نفس ندارم فقط به اندازه ای که لازمه که در ارتباط با بقیه اعتماد به نفس داشته باشی تا قبولت داشته باشن .
-چقد بهت گیر میدن تو خونواده ؟
-معمولی . so so ...
-دو تا خصوصیت اخلاقی خوب و بدتو بگو ؟ دو تا خوب ، دو تا بد ...
-از دو تا بد شروع کنم اول ... (مکث میکنه ... ) ... یکی اینکه ... میشه بیشتر فکر کنم ؟
یکی اینکه ... آها ... وقتی عصبانی میشم بد عصبانی میشم و ممکنه حرفاییو بزنم که بعدا حسرتشونو بخورم .
یه تصمیمی که میگیرم تا اجرا کردنش خیلی تاخیر ایجاد میکنم ...
خوبمم : یکی شنونده ی خوبی هستم و دیگه اینکه چیزی که میخوامو هیچوقت بیخیالش نمیشم و خیلی پیگیرم .
-نظرت راجع به دین چیه ؟
- عملا اعتقاد دینی خاصی ندارم ولی به طور کلی چیزای خوب که در حد یه آدم خوب بودن لازمه رو از هر دینی میتونم قبول کنم .
-نظرت راجع به مرگ چیه و دوست داری چجوری بمیری ؟
-چیزیه که خب واسه همه اتفاق میفته و اینجوری نیست که ازش بترسم ، دوست دارم یه جوری باشه قبلش بدونم و خیلیم زجر نکشم .
-نظرت راجع به خونواده ت چیه ؟
-به طور کلی دوسشون دارم اما خب بالاخره هر خونواده ای مشکل خودشو داره یه وقتایی ...
-الآن ساکن کجایین ؟
-تهران .
-چند ساعت در روز دم آینه ای ؟ J راستشو بگو (سارا و همه ی بچه های حاضر غافل از جواب مهرناز میخندن J )
-صبحا یه ربع قبل از اومدن به دانشگاه (سارا : فقط یه ربع ؟؟ ) ، بقیه ی روز گذرا رد میشم ، بای بای میکنم با آینه J (میخنده )
-غذا پختن بلدی ؟
-یه چیزایی بلدم .
-خب چیا بلدی مثلا ؟
-برنج (واکنش حضار : بابااااااااا ، آفریییییییییییییییین و میخندن ) ، ماکارونی ، قرمه سبزی ، قیمه
-تکیه کلامات ؟
-ای جـــان ، ای جونم ، الهیـــــــــــــــــــ ...
-اول سلام میکنی یا وای میستی بهت سلام کنن ؟
-اگه بشه سعی میکنم اول خودم سلام کنم ، اما نه در مورد همه !!!
-پاتوقت تو دانشگاه کجاس ؟
-لابی جدید (دوستاش میخندن ... اینجا جا داره از دوستان بپرسم : چرا میخند ؟؟ J )
-اگه اسمتو مهرناز نمیذاشتن چی میذاشتن ؟
-خانواده م خیلی اتفاقی به این اسم رسیده بودن ، رفته بودن خونه ی یکی از دوستاشون بعد یه بچه ی کوچولویی داشتن اسمش مهرناز بوده بعد خوششون اومده و ...
-رانندگیت چقد خوبه ؟
-معمولی .
-تصادف کردی ؟
(حسابی میخنده ) ... جلسه ی دوم تعلیمم یه وانت از پشت بهمون زد ، تجربه ی جالبی بود J
-بازیگر ، فیلم ، خواننده ، موزیک مورد علاقه ت ؟
-آلپاچینو و بهرام رادان و هدیه تهرانی و ناتالی پرتمن تو بازیگرا ،فیلما ... shawshank و scent of a woman و amelie و august rush ، همه نوع موزیک سعی میکنم گوش بدم اما موزیک کلاسیک ایرانی و غربی رو بیشتر دوست دارم ، خواننده رو نمیتونم واقعا جواب بدم .
-چند تا کلمه میگم نظرت و اولین چیزی که به ذهنت میرسه در موردش بگو ؟
سبز : عشق من ... (سوگول : کاپشنه که میخواد بخره J ) قرمز : جذاب
fb: پاتوق bf : اگه خوبش گیرت بیاد خوبه (میخنن همه !! )
زرشک پلو : تا دو سال پیش دوست نداشتم جدیدا علاقثه مند شدم
Galaxy vs iphone : galaxy sIII (البته جا داره اشاره کنم که گوشی خودشه دیگه خب J )
فوتبال : پیگیر نیستم و هیچ موضع گیری خاصی ندارم .
-کجای دنیا دوست داری زندگی کنی ؟ از ایرانی بودنت راضی ای یا نه ؟
-دوست دارم آمریکا زندگی کنم ، اینکه ملیتم ایرانیه ناراحت نیستم ولی خب کلا اینکه این دید بد نسبت به ایرانیا همیشه وجود داره به خاطر مثلا یه سری دلایل سیاسی رو اصلا دوست ندارم .
-اگه بری خارج میگی ایرانی ای یا نه ؟
-آره ... میگم .
(راضیم ازت مهرناز J )
-ترین های کلاسو از نظر خودت بگو ؟ یه دختر یه پسر
خوش قیافه ترین : شیدا ، سامان خوشتیپ ترین : سارا و دل آرا ، کیان
خرخون ترین : مینا حسینی ، مهران پزشکی خوش اخلاق ترین : آنیتا ، آرمین
خشن ترین : مشکات ، پرویز پیگیر ترین : خودم و یاسمن میرفخرائی ، امین
بداخلاق ترین : سینا دادفر ، ؟ متفاوت ترین : سوگول ، سینا صانعی
اجتماعی ترین : لادن ، امیر پر حرف ترین : لادن ، نوید اهل یزد
با اعتماد به نفس ترین : مریم سید آبادی ،
اناری بی
توجه ترین به اطراف : علی مجرد ، ؟
خوش خنده ترین : آنیتا ، پرویز
-نظرت راجع به غیبت کردن ؟
-خودم غیبت میکنم اما گاهی هم فکر میکنم که اگه این حرفایی که میزنم پشت خودم زده شه واقعا ناراحت میشم ، برای همین تصمیم میگیرم بعضی وقتا بعضی چیزا رو نگم .
-(من پرسیدم : غیبت که میکنی بر پایه و اساسیه یا ممکنه زود قضاوت کرده باشی و بعد پشیمون بشی ؟ )
-سعی میکنم کمتر این اتفاق بیفته ولی خب پیش اومده که پشیمون بشم .
-اسمای مورد علاقه ت ؟ دختر ، پسر ...
-( مکث میکنه ) پسر : آرمین دختر : گل گیسو (یه اسمیه که هیچوقت رو بچه م نمیذارم ولی آهنگ قشنگی داره
-بهترین و بدترین خاطره ی ترمت ؟
-من و سارا و سوگول و آنیتا میرفتیم سلف و بوفه های دانشکده های مختلف اون زمان بهترین بود ، همه ی غیبتا خوش گذروندنامون مال همون موقع بود .
بدترین ... امتحانا ... البته امتحانا بعضیاشون اصلا بد نبود ولی من بعد از بعضیاشون خیلی دپرس میشدم .
-ساختمون جدیدو بیشتر دوست داری یا قدیم ؟
-واسه ول شدن جدید (اشاره ای به دستشویی جدید میکنه !!! J ) اما قدیمو یه جور دیگه دوس دارم حس دانشگاه تهران به آدم دست میده ...
-نظرت راجع به سارا کثیر زاده به عنوان مصاحبه کننده و خانم ارمغان که تو رو گذاشت رو صندلی داغ چیه ؟
-یه کینه ی کوچولوی قلبی ازشون دارم (با خنده میگه و بقیه هم میخندن ) ، به خاطر سوالای قشنگشون! ولی کلا هر دوشونو خیلی دوست دارم (دل به دل راه داره مهرناز جان :) )
-نظر یا حرفی اگه برای ورودی داری بگو ؟
-بچه ها دوست دارم با هم صمیمی تر باشن و خوش برخوردتر باشن .