تقدیم به همه همکاران جشن 92
سیم و زرت کار خودت ، دوست همه جان من است
سپاس پروردگار را ، که شامل حال ما شد عنایاتش و بر کار ما قرار گرفت لطف و نعماتش ، که اگر جز این بود آنچه از تلاش و همت بر کار همراه می شد همه عبث و بی فایدت...
دوستان و همراهان عزیز ، انگار همین دیروز بود که در مراسمی بی درک از چنان برگزار شدن آن شاد و سرمست ورود خود را جشن گرفتیم ، نقد کردیم و تحسین ....
تقدیر روزگار بر آن بود که روزی چنان قرار گیرد که ما نیز گرد هم آییم و بر دفتر خاطرات خویش حک کنیم چنین تجربه ای را....
شکر ایزد که این ورق از زندگیمان چنان زیبا گشت که همگان را بی شک با کمی تدبیر در کار به تحسین واداشت.
اما رازی در کار نهفته است که درک آن چه با تدبیر و چه بی تدبیر همه را وادار به تحسین میکند : همکاری ، همدلی و دوستی
که بدون این 3 عنصر هر کاری ناممکن است .
این بار بر خود می بالم نه برای آنکه کاری عظیم کردم ، خیر ، به خاطر آنکه کاری عظیم کردیم ، در بطن چنین کاری بی شک شناسه ی مفرد بی معنی است آنچه روی داد حاصل ، جمع بود و مساوی عشق ! حاصل دوستی بود و مساوی زیبایی....
در راه عشق و زیبایی ، سختی و رنجش بسیار است اما همه خاطره ! پس بگذار تا خاطرات گذشته عهده دار آنها شود....
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
امید بر آن است که در ادامه کار ها نیز دست یاری هم را بپذیریم و بار دیگر همگان را وادار به تحسین ...
در نهایت ، تشکری به وسعت دریا ها از جنس درخشش خورشید بابت تمام تلاش هایت که اگر دوست دوستی نمی کرد بنیاد انسان بر باد بود جه رسد به جشن !
مدیران جشن

